تبليغاتX
شبی پرسیدمش با بی قراری. به غیر از من کسی را دوست داری؟!!! به چشمش اشک شدازشرم جاری. میان گریه هایش گفت آری.............. --> رویای من

شبي از پشت يك تنهائي غمناك و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا كردم

 

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

 

آري مي دانستم و مي دانم ، اين باغ قشنگ رويايي

 

شايد ، شايد تو را براي مدتي از من جدا سازد

 

ولي باز هم دعا كردم دعا كردم . . .

 

آن گه از پنجره كوچك قلبم با تو حرف زدم

 

و از پشت ديوار دلتنگي

 

با قايق غمهايم

 

در رودخانه اشكهايم

 

تا انتهاي ظلمت پارو زدم 

 

ولي باز هم دعا كردم دعا كردم . . .

 

ناگه

 

تصوير زيبايت را جلو خود يافتم

 

و با شتاب اشكهايم را پاك كردم

 

و به آينده روشني نگريستم كه در انتظارمان خواهد بود

 

آري اين بار از ته دل براي خوشبخت شدنمان دعا كردم دعا كردم . .

+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 11:5 |
دیر گاهی است که سکوتت آتش بر جانم می زند
دیرگاهی است دیگر طاقت شنیدن صدایم را نداری
دیرگاهی است که با صدای لالایی تو بخواب نمی روم
دیرگاهی است که بخاطر تو دور همه یک خط قرمز کشیدم
دیرگاهی است که چشمان منتظرم به راه مانده مگر نگفتی میای
دیرگاهی است که وعده آمدنت را دادی و دل در حسرت دیدارت
دیرگاهی است آرام نشسته ام سکوت کرده ام رنج برده ام
بی آنکه کسی بداند در دلم که هیاهوی است بدون آنکه حتی تو بدانی آتش عشقت با جانم و با روحم چه کرد
می دانم رسم دوست داشتن را نمی دانستم به همین دلیل اکنون تنها ماندم تنها و فقط یادگاری اون صدای مهربونش بود پس قسم به صدای مهربونت سکو بشکن
با خودم می گم آنقدر قوي باش كه بتواني با روزگار روبرو شوي. آنقدر ضعيف باش تا بتواني قبول كني كه نمي تواني همه ي كارها را به تنهايي انجام دهي . و در مقابل كساني كه به كمك تو احتياج دارند بخشنده باش . در مورد نياز هاي شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول كني در مورد همه چيز آگاهي نداري . آنقدر ساده باش كه به معجزه اعتقاد داشته باشي . شادي هايت را با ديگران تقسيم كن . در غم و اندوه ديگران شريك شو . اما چه کسی در غم شریک خواهد شد
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 14:4 |
param name="Url" value=http://www.naghmeh.com/Naghmehcard/MIDI/ebi_ki_asghgato_pak.mid"ref>