تبليغاتX
شبی پرسیدمش با بی قراری. به غیر از من کسی را دوست داری؟!!! به چشمش اشک شدازشرم جاری. میان گریه هایش گفت آری.............. --> رویای من - تو کیستی که من اینگونه، بی تو بی تابم؟

بي آنکه بدانم در پس خاطرات کهنه و پوچ تو گم شدم

بي آنکه بدانم , با رفتن تو , خالي شدم از هر چه لبخند و پر شدم از هر چه اندوه

شايد نمي داني

بي آنکه بخواهم , پشت پنجره اي خالي از عبور تو , بي صدا و بي رمق شدم

مي خواهم بداني که

بي آنکه بخواهم

روزهاست با زندانبان سکوت  و انتظار همنشين شدم

روزهاست , با باران و بغض و اشک , همصحبت و هم صدا شدم

مي دانم که تو  مرا نمي فهمي

 .....مي دانم , خوب مي دانم

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 23:2 |
param name="Url" value=http://www.naghmeh.com/Naghmehcard/MIDI/ebi_ki_asghgato_pak.mid"ref>